السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

419

تفسير الميزان ( فارسي )

خصلت اول اينكه در آخرت نصيبى ندارند و مراد از آخرت دار آخرت است كه در حقيقت تعبير به آخرت از باب آوردن صفت در جاى موصوف است و منظور از دار آخرت حيات بعد از ممات است ، هم چنان كه منظور از دنيا ، دار دنيا و حيات قبل از موت است . و نصيب نداشتنشان از حيات آخرت به خاطر اين است كه نصيب دنيا را بر نصيب آخرت ترجيح داده ، آن را برگزيدند و از اينجا معلوم مىشود كه مراد از « ثمن قليل » ، دنيا است و اگر در سابق يعنى چند سطر قبل آن را به متاع دنيا تفسير كرديم ، از اين جهت بود كه خداى تعالى در اينجا « دنيا » را و در سوره نساء ، « متاع دنيا » را به وصف قليل توصيف كرده ، و فرموده : « قُلْ مَتاعُ الدُّنْيا قَلِيلٌ » « 1 » با توجه به اينكه متاع دنيا همان دنيا است و دو چيز نيستند . خصلت دوم اين است كه خدا با ايشان تكلم نمىكند و روز قيامت به ايشان نظر نمىافكند ، اين دو خصلت محاذى محبت الهيه به متقين قرار گرفته ، كه در آيه قبل مىفرمود : * ( « فَإِنَّ اللَّه يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ » ) * ، چون « حب » سبب مىشود كه محب بدون هيچ قيد و شرطى نظر كردن و سخن گفتن با محبوب را بيشتر كند ، هر وقت او را حاضر يافت ، سر سخن را با او باز كند و چون خداى تعالى اين آخرتفروشان را دوست نمىدارد ، قهرا روز قيامت كه روز حضور خدا و احضار خلق است نه به آنها نظر مىكند و نه سخن مىگويد ، و اگر « سخن نگفتن » را در مرحله اول ذكر كرد و « نظر نينداختن » را در مرحله دوم ، براى اين بود كه اين دو ، در رساندن محبت به يك درجه نيستند ، بلكه قوت و ضعف دارند ، « سخن گفتن » بيشتر از « نظر كردن » محبت و خودمانى بودن را مىرساند ، پس گويى فرموده : ما ايشان را نه تنها به شرافت همكلامى خود مشرف نمىكنيم بلكه حتى نظر هم به ايشان نمىاندازيم . خصلت سوم اينكه فرمود : ايشان را تزكيه نمىكند و عذاب الهى هم در انتظارشان است و از اينكه كلام را مقيد به عذاب دنيا و آخرت نكرد ، اطلاق كلام علاوه بر عدم تزكيه و عذاب آخرت شامل عدم تزكيه و عذاب دنيا هم مىشود . * ( « وَإِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِيقاً يَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُمْ بِالْكِتابِ ، لِتَحْسَبُوه مِنَ الْكِتابِ وَما هُوَ مِنَ الْكِتابِ . . . » ) * كلمه « لى » به فتح لام و تشديد يا كه مصدر فعل مضارع « يلون » است به معناى تابيدن طناب است و وقتى در مورد سر و يا زبان استعمال شود ، معناى غير طبيعى كردن سر و زبان را مىدهد و در قرآن كريم در باره « لى » سر آمده : « لَوَّوْا رُؤُسَهُمْ » « 2 » و در باره لى زبان

--> ( 1 ) « سوره نساء ، آيه 77 » . ( 2 ) سرهاى خود را از در تكبر مىگردانند . « سوره منافقون ، آيه 5 » .